الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

164

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

گفت : اى امير المؤمنين ! خداوند در هر بامداد به آنان آنچه را خوش نمىدارند بدهد . اگر به ما روى آورند و ملحق شوند ، عذرشان را مىپذيريم و اگر پيشنهاد ما را نپذيرند و پشت به آن كنند با آنان جهاد خواهيم كرد كه به جان خودم مردمى كه مرتكب كشتن كسى مىشوند كه خداوند كشتن او را حرام كرده است و اموال مردم را مىگيرند و مؤمنان را مىترسانند شايسته نيستند كه از ايشان دست برداريم . عدى بن حاتم امير المؤمنين ( ع ) روى به عدى بن حاتم « 1 » كرد و فرمود : اى عدى ! آيا تو با ما خواهى بود و در اين كار كه گرفتار آنيم با ما همراهى خواهى كرد ؟ عدى گفت : چه من همراه شما باشم و چه نباشم ، جماعت ما جايى خواهد بود كه شما دوست بداريد . اينك اسبان ما آماده و پيكانهاى نيزه‌هاى ما تيز شده و شمشيرهايمان در آتش سرخ شده است . اگر صلاح بدانيد كه پيش برويم ، پيشروى خواهيم كرد و اگر صلاح بدانيد درنگ كنيم ، درنگ خواهيم كرد . ما مطيع فرمان شخص تو خواهيم بود ، به هر چه مىخواهى فرمان بده تا براى اجراى آن شتاب كنيم . ابو زينب ازدى در اين هنگام ابو زينب ازدى « 2 » برخاست و گفت : به خدا سوگند اگر ما بر حق باشيم تو از همهء ما راهت به هدايت نزديكتر و بهره‌ات در خير بيشتر است و اگر خداى نكرده در گمراهى باشيم در آن صورت گناه تو از همهء ما بيشتر و بارت سنگينتر است . اينك قصد آن داريم كه به سوى اين قوم برويم و دوستى خود را با ايشان قطع و بيزارى خود را از ايشان آشكار كنيم و در دشمنى با ايشان پشت به پشت دهيم و جنگ كنيم و قصد ما چيزى است كه خداى عز و جل آن را مىداند و اكنون تو را به خدا سوگند مىدهم - خدايى كه به تو چيزها آموخته است كه ما نمىدانيم - به ما

--> ( 1 ) در سال نهم هجرت مسلمان شد و از اصحاب محترم و بخشندهء پيامبر ( ص ) است . به سال 68 ه ق پس از گذشت بيش از صد سال از عمرش در كوفه درگذشت . رجوع كنيد به زركلى ، الاعلام ؛ ج 5 ، ص 8 . م ( 2 ) از تابعين و مقيم كوفه بوده است و از كسانى است كه براى تقاضاى عزل سعيد بن عاص به مدينه و نزد عثمان آمد . رجوع كنيد به ابن سعد ، طبقات ؛ ج 5 ، ص 22 . م